Newsletter
Registration
Nastaliq Garden
Online Exhibition
Previous
Next

Amirreza Mobini

ای من از دوریّ تو غرق گناه * می‌برم امشب به رؤیایت پناه
پرتوِ مهرت شعاع آفتاب * رهرو شب در تماشای تو ماه
ای شروع لحظه‌های گفت‌وگو * بی‌وجود هم‌زبانت دل پر آه
یاد داری عصر آن پائیز بود * حرف‌ها گفتی به من با یک نگاه
خسته‌دل از آرزویی دور و دیر * تا کجایم می‌برد عشق تو راه
عاشقانه مویم از محنت مدام * گریه‌های گاه و بیگاهم گواه
راحت من امن آغوش تو شد * می‌نویسم هر شب از تو تا پگاه
میم آخر باش در “تنهایی‌ام” * یا سبب‌ساز سرورم گاه‌گاه